یه شماره ی ناشناس زنگ زد به گوشیم. جواب دادم گفتم بله بفرمایید؟
یه دختره گفت سلااااااام عزیزم! چطوری؟ گفتم جان؟! شما؟ گفت بابا سمیرام دیگه نشناختی؟ منم که فهمیدم مزاحمه گفتم به به سلامَلِکُم! (تیکه ی مخصوص خودمه، همون سلام علیکم!) چطوری خانومی؟ شرمنده که نشناختمت. خیلی وقته زنگ نمیزنی!
طرف یه خورده مکث کرد (هنگ کرده بود بدبخت! احتمالا قیافشم اونور اینطوری شده بود : (0.0) ) بعد گفت بهم زنگ نمیزنی؟ گفتم جواب نمبدی که! یا در دسترس نیستی یا خطط اشغاله. بیشتر وقتا هم که خاموشه گوشیت!
بعد گفت حالا ولش کن. راستی مگه قرار نبود امروز با هم بریم بیرون؟ گفتم باشه. فقط بگو کی بریم؟ کجا بریم؟
آقا ما یه ده دقیقه ای با طرف صحبت کردیم و کم نیاوردیم. تهش گفت آقا تو کم نمیاری نه؟ گفتم نه!
گفت پس من برم مزاحم یکی دیگه بشم؟ گفتم آره عزیزم برو خدافظ! هی هی! راستی نگفتی بیام سر قرار یا نه؟ گفت نه دیگه بیخیال! گفتم هرطور میلته. بای بـــــــــــای.
یعنی یه همچین آدم حاضر جواب کم نیاری هستم!!! با مزاحم تلفنی هم اینطوری برخورد میکنم! خخخخخخ :)
دوستم وا3 تولدم همستر خریده
همینکه آوردمش خونه:
بابام:
این چیه ورداشتی آوردی خونه؟؟؟
داداشم:
برو پسش بده لااقل جوجه ای-خروسی-کبوتری میخرید واست(تو رو خدا طرز فکرو داشته باش)
مامانم :
اه اه اه خونه بو گرفت(هنوز 10مینم نشده بود آورده بودمشا)
پسر خالم:
بدبخت دس ازش نگیر سیل سگی میگیریا(یکی نیست بگه سیل سگی چیه دیگه)
حالا مخاطب خاصم قبلا داشته مث من...
بابا مخاطب خاصم:
قدیما تله موش میذاشتیم الان موشو میارن خونه
آخه کی میخوان بفهمن بابا این اسمش همستره نه موش...
من:(((
فکو فامیلم رو هم رفته
:(((
:)))
(ناراحت برای آوردن همستر خوشحال وا3 تیکه هایی که میندازن(شماهم دیگه شورشو در آوردینا 1کم تفکر کنیدوا3 هر خط هی بایس توضیح بدم))
سیل سگی:)))
عاغا تا حالا دقت کردین تو کارتونای ما دهه شصتیا همه داشتن دنبال مامانشون میگشتن
مثه کوزت،حنا،چوبین،ای کیو سان...
فک کنم تحت تاثیر همین برنامه ها بود که من تا الان فک میکنم که یه مامان دیگه دارم که منو ول کرده رفته...
پاشم برم دنبال مااااماااانم.....