این وبلاگ جهت اطلاعات عمومی ودانش افزايي ساخته شده است. درصورت دريافت مطالب در نظرات درج كنيد مطالب مفيد به ايميل شما ارسال شود .
یه استاد داشتیم هر سری می آمد سر کلاس به دخترا تیکه
می انداخت. یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که
انداخت از کلاس برن بیرون. قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه
بعد یکم دیر میاد سر کلاس، میگه از انقلاب داشتم می آمدم دیدم یه
صف طولانی از دخترا تشکیل شده. رفتم جلو پرسیدم، گفتن با
کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا میشن برن بیرون، استاد
میگه کجا میرید؟ وقتش تموم شد، تا ساعت ۱۰ بود!!!
برچسب:
نویسنده: erfan