خرید بک لینک

درباره سایت

تفريحي علمي

این وبلاگ جهت اطلاعات عمومی ودانش افزايي ساخته شده است. درصورت دريافت مطالب در نظرات درج كنيد مطالب مفيد به ايميل شما ارسال شود .

یک بار یک منگول میره قبرستان می بینه همه ی مرده ها سر قبر هایشان نشستن اون مرده ها می پرسه چرا سر قبر ها تون نشستین مرده ها می گن اخه سوال های شب اول قبر لو رفتن باید تا فردا شب صبر کنیم.

یه روز یک منگول زیر یک خره خوابیده بوده ازش می پرسنداینجاچکارمی کنی میگه پدرم وصیت کرده زیرسایه عموت باش.

یک منگول با زیرشرواری میره مسافرت میگه همه ایران سرای من است.

یه منگول ماکسیما میخره پشتش خورجین میزاره.

منگول میره بقالی، میبینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست!میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟

یک روز به یک منگول میگن کجا به دنیا اومدی میگه از لپ لپ در اومدم.

تلوزیون داشته گل خداداد رو به استرالیا نشون میداده منگول نگاه میکرده.دوسه بارکه صحنه آهسته رونشون میده منگول شاکی میشه/میگه :حالا انقدر نشون میده تا دروازه بان بگیردش.

یک روزیه منگول به یک مردی بر میخوره میگه اگر بگی چه میوه ای تو دست منه وچند تاست هر چهار تا سیب رو بهت میدم .

منگول تو دست شویی بی هوش میشه…وقتی به هوش میاد میگه من کییم اینجا کجاس کی منو ریده…

یک روز یک منگول کفترهاش گم می شن تو روزنامه آگهی میده بیه…..بیه….

برچسب: جوک 91, نویسنده: erfan تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:18

صفحه بندی